دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا رادردا که راز پنهان خواهد شد آشکاراحال خوش چنان مرا در بر گرفته که اختیار از کفم خواهد برد.ای کسانی که دلتان در هر حال خوشی پابرجا و محکم است به خاطر خدا(مرا کمک کنید)اما
جزر و مد جانت امواج کانون هستی است
به جداره های شوقم می خورد
تو شهید و شاهد این جزر و مدی
آن زمان که به ژرفای لحظه رسبده ای
به ساحل انسانیت
Le flux et reflux de l'amour
Le flux et reflux de t
به ملازمان سلطان که رساند این دعا راکه به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا راحافظ غرق، در شوق به وصول حال خوش است از همراهان مخصوص سلطان آفرینش می خواهد که در خواستش را به او برسانند که این خواهنده دایمی را